النا تو روروئک
اینجا خونه مامان جون فاطمه اس.اینم عشق مامانیه که زل زده به دوربین. برید ادامه مطلب... اولش از قسمت جلوی روروئک که یه سری چراغ داشت و آهنگ میزد خوشش میومد, ولی بعدآ دیگه خوشش نمیومد و منم درش آوردم. موقعی که النا رو سوار روروئک میکردم ,حتمآ جوراب پاش میکردم که روی سرامیک پاهاش کثیف نشه یا روی موکت پاهاش کشیده نشه و زخم نشه یا اینکه زبر نشه.ولی امان از دست این النای شیطون که اصلآ رابطه خوبی با جوراب نداشت. انقدر تلاش میکرد تا بالاخره موفق میشد. ...
نویسنده :
مامان مرضیه
17:48
عسل مامان
این عکسو خاله هدیه از النا انداخته.تو خونه مامان جون.النا هم که خوابش میومد ولی باهامون کلی همکاری کرد. اینجا النا دقیقآ 2 ماه و 23 روزش بود. این عکس رو بزرگ کردم و توی پذیراییمون زدم. ...
نویسنده :
مامان مرضیه
16:55
اولین مهمانی به منزل بابابزرگ مامانی
اینجا برای اولین بار میخواستیم بریم خونه بابابزرگ من که این لباس خوشگلو تنش کردم و ازش عکس انداختم.(بچه ام خواب بود) ...
نویسنده :
مامان مرضیه
11:22





