النا جونالنا جون، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

النا همه زندگی من

بادبادک بازی النا

چند روز پیش با النا و بابایی النا رفتیم پارک که بادبادک النا رو که باباجونش براش خریده , بفرستیم هوا.بادبادکه رو که النا خانوم چوبهای بغلشو شکسته بود و درست و حسابی بالا نمیرفت.باد هم که یواش یواش کم شد و ...دیگه هیچی دیگه ما موندیم و یه سری عکس کج و کوله از النا و پسرک بادبادکی...   برای دیدن بقیه عکسها برید ادامه ی مطلب         ...
3 خرداد 1393

عکسهای النا

  این عکسهای النا مربوط به قبل از عیده که جا مونده بود الآن میذارمشون.   بقیه ی عکسها رو میتونید تو ادامه ی مطلب ببینید   این قلاب ماهیگیری و حیوونای دریاییشو مامان جون فاطمه برای النا خریده.از موقعی که اومدیم خونه النا گفت که یه لگن بیارید تا من توش آب بریزم تا بتونم ماهیگیری کنم.اینم دختر ماهیگیر من     اینم یکی از خانه داری های النا که از موقعی که کتاب "لونا خانه دار میشود" رو براش خریدم همش فکر این کارهاست.البته الآن یه کم از سرش افتاده.     النا از اینکه تنهایی بره بالای اپن آشپزخونه یا مثلآ بالای صندلی وایسه میترسید.اما قبل از ع...
31 ارديبهشت 1393

خونه ی چادری النا جون

    النا همیشه دوست داره از پنجره اش رفت و آمد کنه. این خونه ی چادری رو عمه ی النا برای سیسمونیش براش کادو آورده.ما هم هر چند وقت یکبار برپاش میکنیم تا النا توش بازی کنه.بعد از چند روز هم که دیگه ازش خسته میشه میگه که جمعش کنیم.     ...
29 ارديبهشت 1393

پارک ارم

هفته ی پیش من و النا و مامان جون فاطمه و خاله هدیه رفتیم پارک ارم.اینم شرح ماجرا             اول رفتیم باغ وحش.اینجا النا داره میدوه بره سمت باغ وحش       شترمرغهای خوشگل با صدای خیلی عجیبی که داشتن     این قفسه پر از پرنده بود   طاووس زیبا     اینم قفس آقا خرسه بود که شامل لونه اش با یه سری چوب بود که روشون بازی میکرد و خیلی جالب بود.خودش هم گوشه ی سمت راست تو سایه نشسته     یه سری بچه مدرسه ای همون موقع اومدن داخل محوطه که آقا خرسه هم از بی حالی در اومد و ...
22 ارديبهشت 1393

آرایشگری

النا با این کیتیش دیگه ما رو کشته.همه ی کارها رو روی کیتی امتحان میکنه. اینجا هم داره موهای کیتی رو کوتاه میکنه و سشوار میکشه    ...
15 ارديبهشت 1393